تبلیغات
تـرنم یک تـــرانــه
تـرنم یک تـــرانــه
مخــــــــتــــلـــــــــف
  





برچسب ها: .،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | ღ بامعرفت ღ()


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1395 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()

چشـم ها هـمه نـاپـاک …!
امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، طعـمه شـان میـشوی …

negah_Www.Shabhayetanhayi.ir

گـفت: پسـرها چقـدر چشـم نـاپـاک شـده انـد …

یک بـار پشـت سـرش راه افتـادم …
در کوچـه اول ، پسـر جـوانی ایسـتاده بود !
تا نگـاهش به او و مانتـوی تنـگش افتـاد
نیشـخندی زد و به سـر تا پـای انـدام دخـتر خیـره شـد …
همـان پسـر ، وقـتی مـن از جلـویش عبـور کـردم … 
سـرش را پایـین انداخت و سرگـرم گوشی مـوبایلـش شـد !

negah_Www.Shabhayetanhayi.ir


در کوچـه دوم که کمـی هـم تنـگ بـود … 
چنـد پسـر در حـال حـرف زدن و بلـند بلـند خندیدن بودنـد
دخـتر که نزدیکـشان شـد ، نگـاه ها هـمه سمـت انـدام …
و موهـای بلـند دخـترک چرخـید. 
یکـی از پسـر ها نیشـخندی زد 
و دیگـری کاغـذی را در کـیف دخـتر انداخـت. 
تنـه دخـتر ، هنـگام عبـور از آن کوچه تنگ به تنـه پسـر ها خـورد !
همـان پسـر ها ، وقـتی مـن نزدیک شـدم …
راه را بـرای عبـور مـن باز کـردند و صـدایشـان را پایـین آوردنـد.

و همیـنطور در کوچه سـوم ، خیـابـان ، بـازار …


negah_Www.Shabhayetanhayi.ir


اصـلا قبـول چشـم ها هـمه نـاپـاک …!
امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، طعـمه شـان میـشوی …




نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!

ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ …

chador garma


ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ…

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ!

ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ !

chadori


ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!

ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ !

ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ

red lack

ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ،

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ،

ﻧﭻ!

ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ!

ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶ

ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟

ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ …

chador2


ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬

ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡ n ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!

ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ …


chador

ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ …

ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ ” ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ” ﺑﺎﺷﻢ …

ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ

چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم…

بلکه کالاترم   ….

چون یادگرفتم جنس ارزون مشتری زیاد …



نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد 1394 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()

چند روزی میشود که نمازش را تندتر میخواند.این روزها موبایلی که تازه خریده را پایین مهرش میگذارد. سرعت نمازش را باسرعت دانلودهایش میزان میکند ، نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند.

بزار راحت تر بگویم توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و ... رادارد ، آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را...پیام را کامل نخواندم.در دلش غوغایی بود . پس کی این نماز تمام میشود؟


نماز تمام شد مثل فشنگ گوشی را برمیدارد ، از بس هول کرده رمز الگو را اشتباه میزند ...


دستی دراز است ، انگار حواسش نیست بغل دستی اش التماس دعا دارد ، فکر کنم حواسش به کسانیست که دست دراز کرده منتظر اویند تا نمازش تمام شود و او را در فضای مجازی "اد"کنند .


حالا 4G آمده خدای نسل جدید او پر رنگ تر از خدای حقیقی اش شده ...


ساعت ۳ بامداد است و او هنوز پای راز و نیاز با خداوندش ، چشمش سرخ و اشک آلود ، هنوز ۳۴درصد مانده...
این نماز شب اوست که هرشب میخواند.

امیدوارم ما اینجوری نشیم

منبع:http://harfema.ir




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 مرداد 1394 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
یادت هست :

مانده بودی که در گرمای تابستان چگونه چادرم را بر سر می کردم

و باورت نمی شد وقتی  می گفتم گرمایش شیرین و لذت بخش است ....!!!!!

حال باور کن

که در سرمای زمستان ساپورت می پوشی و از علاقه ای که به آن داری سرما را حس نمی کنی

عشق است دیگر

وقتی باشد گرما و سرما نمی شناسد حال چادر باشد یا ساپورت..



نوشته شده در تاریخ شنبه 15 فروردین 1394 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …
تا کتابمو باز کردم
گشنم شد
کلیه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
حالت تهوع گرفتم
و….
کم مونده بود سرطان بگیرم که …
دیگه کتابمو بستم ! 
والللاااا...
از سلامتیم که واجب تر نیست ...

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
http://up.vbiran.ir/uploads/2041142110176714990_4.png


نوشته شده در تاریخ شنبه 27 دی 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن

ولی تو دریای مردانگی غرق میشن



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
تا حالا دقت کردین موقع درس خوندن چقد زل زدن به دیوار لذت بخشه؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.

هر چی درس سخت تر باشه زل زدن لذت بخش تره . . .!!!!!


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
 
شیرین ترین ساعت خوابیدن اگه گفتین چه زمانیه؟!؟!؟
؟
زﻣﺴﺘﻮﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ!!

وبلاگ سرگرمی نمکی


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 آبان 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
Inline image 13


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مهر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
http://s5.picofile.com/file/8111416518/be_salamati_hame_haftadi_ha.jpg


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مهر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
خدایا یه همچنین استادی نصیب ها هم بکن





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مهر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 شهریور 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 شهریور 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
 مال من خانم دستمالچی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 شهریور 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
وحشی ، یواش تر همسایه ها خوابن :|
.
.
.
مادر وحشی بافقی وقتی وحشی توپ بازی میکرد

 تو اپارتمانشون


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 شهریور 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
والــا اسمش زنگ تفریح بود!!

 ما كه همش توش مشق هاى ساعت بعد رو مینوشتیم! 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺑﯿﺮﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﺷﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ...

ﯾﻪ ﮐﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﻭ ﯾﻪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭﺵ ...

ﮐﺮﻡ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ !

ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﺪﯾﺪ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﮐﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪ؟ ﭼﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ؟؟

ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻦ :

ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﮐﺮﻡ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻥ : )))

ﻣﻌﻠﻤﻪ ﺩﯾﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻦ ...

ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﭘﺮ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﯾﻪ ﺍﻻﻍ ﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ :

ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺣﺘﯽ ﺍﻻﻍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ ! ﭼﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ؟؟؟

ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻦ :

ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ﻫﺮﮐﯽ ﻧﺨﻮﺭﻩ ﺧﺮﻩ.......!!! 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()



من حاضرم آمونیاک خالص تنفس کنم

ولی..

.

.

.

.

.

.

بوی ماه مهر به مشامم نرسه

دوماه از تابستونم رفت:|

:(....



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
سلام بچه ها.. خانم فولادی  به من گفتن كه ب عرضتون برسونم اون وبلاگ دینی و عربی مال ایشون نیس و توسط كس دیگه ای اداره میشه خودش وبلاگش رو حذف كرده و گفتن ك بهتون بگم اونجا كامنت نذارین..

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
خدا


آمـ‗__‗ـوختـ‗__‗ـه ام 

کـ‗__‗ـه وقتـ‗__‗ـی ناامـ‗__‗ـید

مـ‗__‗ـی شـ‗__‗ـوم

خـ‗__‗ـداونـ‗__‗ـد 

با تمـ‗__‗ـام عظمـ‗__‗ـتش

ناراحـ‗__‗ـت می شـ‗__‗ـود

و عـ‗__‗ـاشـ‗__‗ـقانـ‗__‗ـه 

انتظـ‗__‗ـار می کشـ‗__‗ـد 

کـ‗__‗ـه به رحمتـ‗__‗ـش 

امیـ‗__‗ـدوار شـ‗__‗ـوم


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مرداد 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
   

 یادش بخیر


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 تیر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 تیر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()


سوتی ستایش:

برگه بیمارستان تاریخ تولد ستایش رو زده1350

رو قبر طاهر هم زده فوت 1367

یعنی وقتی طاهر مرد ستایش 17 سالش بود و بچش سه سالش ینی چهارده سالگی ستایش باهم ازدواج کردن ..

کنکور ستایش هم که یادتونه ینی ستایش تو چهارده سالگی کنکور داده خداا



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 تیر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 تیر 1393 توسط ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ | نظرات()
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

درباره وبلاگ
سلام من نعیــمه هستم اهل آذرشهرم و کلاس دوم دبیرستان مدرسه شاهد سهام خیام ..درضمن باتبادل لینکم موافقم . :)


» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
» .
» .
» :o
» :)
» :|
» /
» ؟؟
» :|
» :|
» -
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :