تبلیغات
تـرنم یک تـــرانــه - طعمه چشم های ناپاک شده ای..!
تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : ⓝⓐⓔⓜⓔⓗ

چشـم ها هـمه نـاپـاک …!
امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، طعـمه شـان میـشوی …

negah_Www.Shabhayetanhayi.ir

گـفت: پسـرها چقـدر چشـم نـاپـاک شـده انـد …

یک بـار پشـت سـرش راه افتـادم …
در کوچـه اول ، پسـر جـوانی ایسـتاده بود !
تا نگـاهش به او و مانتـوی تنـگش افتـاد
نیشـخندی زد و به سـر تا پـای انـدام دخـتر خیـره شـد …
همـان پسـر ، وقـتی مـن از جلـویش عبـور کـردم … 
سـرش را پایـین انداخت و سرگـرم گوشی مـوبایلـش شـد !

negah_Www.Shabhayetanhayi.ir


در کوچـه دوم که کمـی هـم تنـگ بـود … 
چنـد پسـر در حـال حـرف زدن و بلـند بلـند خندیدن بودنـد
دخـتر که نزدیکـشان شـد ، نگـاه ها هـمه سمـت انـدام …
و موهـای بلـند دخـترک چرخـید. 
یکـی از پسـر ها نیشـخندی زد 
و دیگـری کاغـذی را در کـیف دخـتر انداخـت. 
تنـه دخـتر ، هنـگام عبـور از آن کوچه تنگ به تنـه پسـر ها خـورد !
همـان پسـر ها ، وقـتی مـن نزدیک شـدم …
راه را بـرای عبـور مـن باز کـردند و صـدایشـان را پایـین آوردنـد.

و همیـنطور در کوچه سـوم ، خیـابـان ، بـازار …


negah_Www.Shabhayetanhayi.ir


اصـلا قبـول چشـم ها هـمه نـاپـاک …!
امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، طعـمه شـان میـشوی …